خشت مال
۱_خشت مال مالید گِلی را با دو دست
گل بگفت ای کارگر یزدان پرست
۲_دانی می مالی چه چیزی را چنین
می مالی رخساره ای زیبا جبین
۳_آنچه که در دست تو اکنون گل است
از من این لبها و چشمهان و دل است
۴_عاشقم از بهر من بی تاب بود
چشم او از گریه اش پر آب بود
۵_گر که باد بُرقَع زمن میزد کنار
گفته میشد حق چه آورده ببار
۶_این گل تیره که در دست تو هست
عالمی در دیدنش گردیده مست
۷_اینکه دادم من ترا از خود ندا
تا بدانی که چه می سازد خدا
۸_آنکه لعبت سازد از این خاک پست
آنکه قدرت ریزد اندر مغز و دست
۹_او را باید دید و با او آرمید
چشم دل باید ز غیر او برید
***
برچسب:
نویسنده: یونا حسنی