خرید بک لینک

بخوان دیوان من


۱_ سخن از یار دارد این دل من

بدیوان بنگرید و حاصل من

۲_شده دیوان پر از نام نگارم

چرا، چون کس بغیر او ندارم

۳_بخوان دیوان که تا پر گردی از یار

نه اینگونه که هستی، بلکه بسیار

۴_در آیدت اندرت رغبت به آن دوست

بیابی که دو عالم را یکی اوست

۵_ بتو تلقین شود مهر کثیرش

شود تزریق بتو عشق منیرش

۶_بخوان دیوان که یابی مهربانی

بقعر خواری و دهشت و نمانی

۷_بدنیا آمدی با رحمت او

مهل دیوت برد در جهل و جادو

۸_ دهد هدیه بتو دیوان من، شور

بخوان تا زآن شوی پر رافت و نور

۹_ من و تو بی کسیم کس یار ما نیست

بجز یزدان کسی غمخوار ما نیست

۱۰_منه دل بر کس و ناکس که اینان

پریشان میکنند ما را پریشان

۱۱_خدا را باش ای جان ستائی

که تا در جمع عشاقش درآیی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر ۱۴۰۳ساعت 17:44&nbsp توسط سید احمد سعادتمند  | 

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1403 ساعت: 6:58

صفحه بندی