خرید بک لینک
1-سلیمان (ع) داشت فرزند ذکوری

چه فرزندِ گُلی - یک غنچه نوری

2-ز ترس دشمنانِ پَست پنهان

به ابر و باد دستور داد و فرمان

3-دهندش سیر در بحر سماوات

مصون ماند ز بدخواهان و آفات

4-بآسمان بُرده شد در سیر و در گشت

که بیند جنگل وکُه - درّه و دشت

5-بیابد آیت و برهان یزدان

شود در او فزونتر دین وایمان

6-سلیمان (ع) خاطرش آسوده گردید

ولیکن بَندَگیش آلوده گردید

***

7-بدید ناگه به تختش نعش فرزند

بشد آگه ز پیغام خداوند

8-که من دادم - تو بسپاریش به بادی

به من بسپردن او را ندادی

9-سلامت بهر او اندیشه کردی

غرور و خود گرائی پیشه کردی

10-بیفتاد در کمال عجز بر خاک

به پیشگاه کریم پاک افلاک

11-بگفتا که چنین شاهّی پُر بار

فراموشی مرا داده گرانبار

12-ز تو خواهم پس از من این چنین جاه

عطا بر کس نفرمائی دگرگاه

13-که غافل میکند اینگونه شاهی

فرامُش میَکند که تو گواهی

14-ولو مُرسل بُوَد چون من بدرگاه

خطا کاری کند ناعمد و ناخواه

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 0:27

صفحه بندی