خرید بک لینک
1-گفت شخصی که نمودم بررسی

من ندیدم خالقم باشد کسی

2-گفتمش من میدهم اکنون ترا

در خفای سطح سینه آدرسی

3-رو بپرس از قلب خود که تا کنون

با چه نیروئی زده بهرت بسی

***

4-نفی رب خود نکرددر حهان

هیچ فرد عاقلی یا اقدسی

5-این همه نقش عجب سعدی بدید

گز نمی بینی تو شاید نو رسی

6-یا که ظلمتهای احساس و خیال

گشته از بهر تو گویا محبسی

7-دیده ی جان و خرد بگشا که ربّ

جلوه گر بینی به هر پیش و پسی

8-گر بمیری با همین دیدِ کنون

زندگانی کرده ای چون کرکسی

9-بهرتو گویند روزی دیگران

مُرد آن بیچاره چون خار و خسی

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 5:08

صفحه بندی