خرید بک لینک
1- یکی زوجه ای داشت بس دلپذیر

به ننگی بدیدش زمانی بزیر

2- بدادش طلاق و گرفت دیگری

که بود از سیاهی و زشتی دَری

3- دو چشم لوچ و بدظاهر و بدنگاه

دل هر که دیدی بگفتی مخواه

4- ولیکن عفیف و دل او رحیم

وفادار و اهل خدا و حلیم

5- بپرسید یاری که با این عیال

که در او نه بینی نشان از جمال

6- چه حظی ترا هست و آرامشی

گمانم که رنجی نهان میکَشی

7- بگفت ار بدانی چه دارد جمال

نیازی بلب بهر او این مقال

8- بظاهر مبین صورت او نگون

که دارد جمال جمیلی درون

9- ببوسد سحر دست و رویم که خیز

که گردی بنزدِ خدایت عزیز

10- بخوان حمدِ او را که دادت وجود

ببر سر بدرگاه او با سجود

11- بشوید تن و جانم از هر گناه

ز خاکم بَرَد تا بخورشید و ماه

12- بهشت است و حور است و بهتر از آن

عطوفت در او همچو آبِ روان

13- عوض کی دهم تار موئی ازو

کس ار گنج شاهی دهد بهر مو

ـــــــــــــــــــــــــ

برچسب: نویسنده: یونا حسنی تاريخ: سه شنبه 7 دی 1395 ساعت: 8:55

صفحه بندی