خرید بک لینک
سرو و بوته خیار

1.سرو خندید به اندام خیار

که ز تو سایه نمی آید بار

2.از زمین قد نکشیدی بکمال

زین سبب هیچ نیایی به شمار

3.من درین باغ چو شمشادم و کاج

بین اشجار منم یکه سوار

4.با چنین جثه چه داری بَرُِ و سود

یا چه داری که نمائی به نثار

5.گفت ماراست بسی سود و ثمر

از همین جثه ما ده انبار

6.سایه ات کرده تو را خویش نگر

تو بکار - هیچ نیایی چو خیار

7.به ز تو سایه بریزد بزمین

بَرِ دیوار تنومند و مُنار

8.گر توانی ثمری آر به بار

بهر انفاس و روان میوه بیار

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:3 توسط سید احمد سعادتمند |

برچسب: سرو,بوته,خیار, نویسنده: یونا حسنی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 0:56

صفحه بندی