سازگار
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 0:27
1-شیر جنگل مدّتی بیمار شد جیره خوار روبه وکفتار شد 2-سخت شد بر او مُرور روزگار روبه و کفتار گِردش غمگسار 3-وقت قدرت داشت با آنان ستیز این دو از او در هراس و در گریز 4-لیک او چون رنجه و بیمار شد روبه و کفتار بهرش یار شد 5-این بگیر از من ستائی یادگار کَس بُوَد با ناکس خود سازگار
سلیمان (ع) داشت
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 0:27
1-سلیمان (ع) داشت فرزند ذکوری چه فرزندِ گُلی - یک غنچه نوری 2-ز ترس دشمنانِ پَست پنهان به ابر و باد دستور داد و فرمان 3-دهندش سیر در بحر سماوات مصون ماند ز بدخواهان و آفات 4-بآسمان بُرده شد در سیر و در گشت که بیند جنگل وکُه - درّه و دشت 5-بیابد آیت و برهان یزدان شود در او فزونتر دین وایمان 6-سلیمان ...
در رفع چربی از خون
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:14
1-کُنجدی تریاک هم چربی ز خون مینماید بی شک و شُبه برون 2-گر که تریاک را گهی افزون کنی یک شبیخونی به جسم و خون کنی 3-میشوی یک آدمی زرد و نزار آدمی بی بند و بار و بی بخار *** 4-پای بند هیچ چیز و کس مباش بهر رغبت بر خدایت کن تلاش 5-گر که چشم دل نمائی بازِ باز نیک بینی بس به رب دارای نیاز 6-این نیاز را ...
قصه هارون الرشید و آرایشگر او
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:13
1-گفت هارون با وزیر کاین موی گیر چون که باشم زیر تیغ او اسیر 2-گویدم شاها چو هستم من غلام این غلامت را بدامادی بگیر 3-در شگفتم این تهّور را چو شیر از کجا آورده این مرد حقیر 4-مشورت شد با یکی پیر کُهَن که نگردد بی نیاز انسان ز پیر 5-گفت بر گنج است پایش بیگمان که شده اینگونه بر شاهش دلیر 6-حفر کردند آ...
توبه
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:13
1-توبه کردن - سوی خالق یک ره است راستین گامی به سوی درگه است 2-حاصل توبه شود تقوای تام خالق از تقوی و توبه آگه 3-آنکه فائق شد به نفس پر غرور در جهان خویش یک شاهنشه است
گفته های معقولانه اختر
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:13
1-دیوانه زنی بنام اختر از عاقله ها بهین و بهتر 2-می بُود یگانه ای بخانه میگشت بهرطرف روانه 3-گه بر سر بام و گه سر چاه گه رفته بسوی کومه کاه 4-در دست گرفته بود شانه میخواند ز غصه ها ترانه 5-با آینه داشت گفتگوئی ترسم که رود سرت هویی 6-تو خانم ناز این سرایی زیبا صنمی-تو یک بلائی 7-مردی نبود که تو پسندی...
آب و خورشید
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:13
1-آب برکه عاشق خورشید بود رو باو در حمد و در تمجید بود 2-شب که شد تاریکی-سّدِ راه شد از فراقِ خور-دلش پُر آه شد 3-شب بدور از آتش و از نور بود شب ز معشوق عزیزش دور بود 4- صبح دیگر چونکه خورشید سر کشید شد بخار و سوی خورشید پَر کشید
مهربانی
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 8:12
1-مهربانی گر که یاران یکدَم است بر دل پُر از جراحت مرهم است 2-مهربانی از عبادتها سر است گر نه افزونست و حتّی هم کم است 3-مهربانی می بَرد خوفِ خیال همچنین راننده ای بر هر غم است 4-مهربانی می کند گیتی جنان مهربانی سازگار آدم است 5-مهربان اسم و رسم خالق است ز آن سبب وِرد زبان یا اَرحم است 6-مهربان دارد...
شمع و عاشقِ او
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1- شمع چون تابید پروانه بدید عاشقِ او گشت و سوی او پرید 2- آنچنان دل بر جمالِ شمع دوخت تا که جان را هم به عشقِ او فروخت 3- شمع نیز با عاشقش دمساز شد بهرِ او در عشوه و در ناز شد 4- پروانه از شوق و عشقِ آن نگار جان و تن میxadزد به نارَش بیشمار 5- عاقبت اینکه به عشق جان را فروخت در میانِ آتشِ عشقش بسوخ...
یک شَفَق
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1- گفت شخصی خواهم از یزدان به حق که چه باشد بهرِ او هم چون شفق 2- دید در کویی گُلِ افسرده xadای کودکِ بیxad چیزِ مادر مرده xadای 3- نزدِ او بنشست و دلجویی نمود بذلهxad گویی کرد و خوشxadخویی نمود 4- کفشِ نو بهرش خرید و پیرهن عطر و سازی که زند او با دهن 5- موی او بسترد و حمّامش نمود از غمش بگرفت و آرا...
شاخه ای گل
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1- شاخه xadای گل بهرِ زن- شوهر خرید چون به از گُل هدیه xadای بهتر ندید 2- شب به گُلدانش نهاد و آب داد هم به آن گل پرتوِ مهتاب داد 3- خنده کرد نزدش به او گفت ای گلم من تو را هدیه دهم به سوگلم 4- گل ازین خوشخویی و خدمت شکفت شاد شد خندان شد و راحت بخفت 5- صبحگاه با زن به پرخاش اوفتاد که چه باشد این عدا...
شاه آور
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1- ذکر شخصی- نامِ شه محمود بود ذکر فرزندش فقط معبود بود 2- گفت فرزندش که بابا شاهِ تو نیست همچون رَبِّ تو آگاهِ تو 3- ذکر رَبّ گو که تو را تن داد و جان با تو باشد همچو جانت در میان 4- شاه محمودِ تو یک لطفِ خداست عالم و آدم به رَبّ اندر نداست 5- تو فقط شه دیده ای اندر جهان شاه آور از تو می باشد نهان ...
برف و آب
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1- صبحگاهان برف خندان شد به آب که تو را می بینمت همچون سراب 2- پیش چشمِ شید می گردی بخار همچنین هنگام جوشیدن به نار 3- هیچ نُقصانی به قدِّ برف نیست عزّتش محتاجِ گفت و حرف نیست 4- در دویدن ها بوَد- آبِ روان برف آرام است و خندان و جوان 5- در سپیدی برف باشد به زِ شیر تیره گردد آبِ راکد همچو قیر 6- تلخ ...
لطیفه شتر و شغال و روباه
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:59
1-(اُشتری و شغال و روباهی) به سفر هر سه افتاده در راهی 2-نانی افتاده دیده شد در راه ز آن شده هر سه ناگهان آگاه 3-روی حیلت نمود شغال که نان باشد از آن که کرده عمر کلان 4-یادم آید اگر کنید باور بوده ام نوح را یکی یاور 5-رو به آمد بگفت که در یادم آمده خلقت نبی آدم (ع) 6-نان ربوده شتر که من شادم قبل آدم...
آیت جان آفرین
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:58
1-زن ایدل آیت جان آفرین است ازآن با او نشستن دلنشین است 2-چو بانو شد ز بهر مرد خانه شود به از فرشته در زمانه 3-چو گیرد زن مقام مادری را بگیرد رتبه های سروری را 4-نباشد به ز زن در روزگاران زمستان مرد باشد زن بهاران 5-مقامِ زن همین بس کاندرین دار ازو آید برون مخلوق دادار 6-ولیکن حق معین کرده کانسان نک...
بهترین ها
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:58
1-من بگویم بهر تو از آنچه باشد بهترین ز آنچه را خلقت نموده در جهان جان آفرین 2-از فصول باشد بهار و از اصول قرآن ما از رسُل باشد محمد (ص) از امامان مرتضی 3-هم ز مرغان بلبل آمد که بگو پندش هزار از خلایق آدمیزاده است دُر شاهوار 4-گیر ز اوقات صبحگاه و ز آبها آب سحاب خاک پاک کربلا باشد به از هر چه تُراب ...
چهار مجلس
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 7:58
1-اولین مجلسِ خداخواهی بشنو گویم-رسی به آگاهی 2-این زمین است و چرخش گردون که رویم عاقبت ازآن بیرون 3-دومین برزخ است و طولانی است مثل این زندگی و گردون نیست 4-سومین قیامت است و معاد که کنون هیچ نمی کنیمش یاد 5-چارمینش جنان اگر که رویم خارج است از عذاب و غصه و بیم 6-پنجمین و ز پنج بالاتر بس خدا داند و...